به گزارش همشهری آنلاین، پویش «جانفدا» یکی از همین بزنگاههاست؛ پویشی که از آغاز با مشارکت گسترده مردم همراه شد و در ادامه، ثبتنام هزار نفر در دورههای آموزش نظامی و امدادی تنها در ۱۰۰ دقیقه، ابعاد دیگری از این مشارکت را به نمایش گذاشت. اما پشت این حضور گسترده، پرسش مهمتری قرار دارد: آیا میتوان این مشارکت را نشانهای از ظرفیت همبستگی اجتماعی در ایران دانست؛ آن هم در شرایطی که طی سالهای اخیر، بارها از کاهش سرمایه اجتماعی، گسست اجتماعی و افت اعتماد سخن گفته شده است؟
ابوالقاسم فاتحی، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامهطباطبایی برای فهم این مشارکت به ریشههای تاریخی، فرهنگی و اعتقادی آن اشاره میکند و معتقد است آنچه در «جانفدا» دیده میشود، نمیتوان صرفاً یک واکنش مقطعی دانست؛ بلکه این حضور، بخشی از ظرفیت اجتماعی ریشهداری است که در بزنگاههای حساس خود را آشکار میکند.
نمایش قدرت اجتماعی در بزنگاههای حساس
ابوالقاسم فاتحی، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامهطباطبایی، با اشاره به شرایط کنونی کشور، راهاندازی پویش «جانفدا» را اقدامی «فوقالعاده هوشمندانه» و نمایشی از قدرت ملی میداند و تأکید میکند: «قدرت ملی، امنیت ملی نیز به همراه میآورد. البته در طول این ۴۷ سال، نمونههای متعددی از این حضور مردمی داشتهایم و در دوران دفاع مقدس نیز شاهد چنین ظرفیتهایی بودهایم.»
فاتحی با تأکید بر اهمیت این مشارکت در شرایط فعلی ادامه میدهد:« اهمیت این موضوع در آن است که چنین حضوری پس از یک جنگ ۱۲ روزه، حوادث ۱۷، ۱۸ و ۱۹ دی و پس از آن حادثه بسیار تلخ و جنگ تحمیلی سوم شکل گرفته است.»
او میافزاید: «تصور آمریکاییها، اسرائیل و دشمنان این است که مردم ایران به دلیل مشکلات اقتصادی، گرانی، تورم و افزایش تصاعدی قیمت ارز، خسته شده و دیگر حضور پیدا نمیکنند؛ اما مشارکت مردم در این پویش نشان داد که این تصور با واقعیت جامعه ایران فاصله دارد.»
این جامعهشناس با اشاره به آنچه «هوشیاری» مردم ایران میخواند، میگوید: «مردم ایران واقعاً از نسل سلمان هستند و باید مردم ایران را «قوم سلمان» دانست. اگر یکصدم هوش مردم ایران را سوریهایها داشتند، هرگز فریب تیم رسانهای جولانی را نمیخوردند. »
او با اشاره به آموزشهای ارائهشده در قالب پویش «جانفدا» تأکید میکند: «این پویش، تبلور عینی قدرت مردم است؛ حضوری که هم امنیتآفرین و دلگرمکننده است و هم بدون اتکا به اقدامات مسلحانه، میتواند ناامیدی و یأس را در اردوگاه آمریکاییها ایجاد کند و از این منظر، مسئلهای بسیار مهم است.»
«جانفدا»؛ پدیدهای که بیرون از ایران هم دیده شد
فاتحی درباره بازتابهای بینالمللی پویش «جانفدا» میگوید: «دلیل این بازتابها را باید در مقایسهای جستوجو کرد که ناظران خارجی میان این پدیده و فرهنگ و جامعه خود انجام میدهند. برای مثال، پوتین این موضوع را با فرهنگ فدراسیون روسیه مقایسه میکند و دیگران نیز آن را با شرایط و فرهنگ کشورهای خود میسنجند و میپرسند چرا چنین ظرفیتی را در جوامع خود ندارند.»
او ادامه میدهد: «وقتی آنها شرایط مردم ایران را با جامعه خود مقایسه میکنند، طبیعی است که متعجب شوند؛ چراکه مردم ایران در ماههای اخیر، با وجود تحریمها، افزایش قیمت دلار، مشکلات اقتصادی و شرایط جنگی، همچنان در صحنه حضور دارند. این در حالی است که وقتی ناظران خارجی به فرهنگ و تاریخ جوامع خود مراجعه میکنند، نمونههای مشابه چنین حضوری را بهسادگی پیدا نمیکنند و اگر هم نمونههایی وجود داشته باشد، به مقاطع محدودی مانند انقلاب شوروی یا انقلاب فرانسه مربوط میشود.»
مشارکت مردم؛ فراتر از یک واکنش هیجانی
فاتحی درباره این دیدگاه که ممکن است بخشی از مشارکت گسترده مردم ناشی از احساسات و هیجانات باشد، تأکید میکند: «روانشناسان عمومی، اجتماعی و سیاسی معتقدند هیجان و بروز احساسات، معمولاً عمر کوتاهی دارد و نمیتواند بهتنهایی زمینهساز یک مشارکت عینی و عملی در این سطح شود.»
او برای توضیح این موضوع میگوید: «هیجان شبیه یک فواره یا آتشفشان است؛ سریع بالا میرود و بعد فروکش میکند. هیجان نمیتواند چنین سطحی از مشارکت مستمر را ایجاد کند.»
این جامعهشناس ادامه میدهد: «انسان باید مبنای حرکت خود را بر شناخت و عقلانیت قرار دهد. برای مثال، مادر عاطفه و هیجان دارد و ممکن است در واکنش به وضعیت فرزندش رفتاری احساسی انجام دهد، اما همان کودک با بزرگ شدن باید همراه با عقلانیت مادر رشد کند، نه صرفاً با هیجان او. درباره کشور نیز همین مسئله صادق است.»
فاتحی تأکید میکند: «تلاش برای تقلیل این مشارکت به هیجانات و احساسات، با هدف کاستن از بار معرفتی، ارزشی و سیاسی آن صورت میگیرد؛ در حالی که چنین برداشتی درست نیست.»
او میافزاید: «مردم ایران با بصیرت، شناخت سیاسی و عمق معرفتی وارد این میدان میشوند و دشمن خود را میشناسند. آنها میدانند دشمنشان کسی است که عروسی را به عزا تبدیل میکند و کودکان میناب را میکشد؛ بنابراین، این حضور صرفاً یک واکنش هیجانی نیست.»
فاتحی میگوید: «آیا هیجان میتواند انسان را ۲۰۰ شب به خیابان بکشاند؟ هیجان معمولاً برای رفتارهای سطحی است و خیلی زود پایان مییابد، در حالی که آنچه در این سطح و با این استمرار شکل گرفته، نمیتواند صرفاً با هیجان توضیح داده شود.»
سرمایه اجتماعی ایران؛ روایتی که در بزنگاهها آشکار میشود
با توجه به بحثهایی که در سالهای اخیر درباره گسست اجتماعی، کاهش همبستگی و تضعیف سرمایه اجتماعی در ایران مطرح شده، مشارکت گسترده مردم در پویش «جانفدا» توانسته تصویر متفاوتی از ظرفیتهای اجتماعی جامعه ایران ارائه دهد.
فاتحی درباره تصویری که «جانفدا» از جامعه ایران ارائه میدهد، میگوید: «متأسفانه بخشهایی از علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم سیاسی در ایران وارداتی است و برخی مفاهیم و نظریهها، از جمله مباحث مربوط به جنسیت و فمینیسم، ترجمان جامعه غرب هستند.ما استادان ارزشمند، باسواد و دغدغهمند کم نداریم اما متأسفانه فضای گفتمانی حاکم بر بخشی از علوم انسانی و اجتماعی در دانشگاهها، کتابها و رسانهها، همچنان تحت تأثیر رویکردهای غربی قرار دارد.»
فاتحی ادامه میدهد: «همین فضا موجب شکلگیری این روایت شد که سرمایه اجتماعی در ایران کاهش یافته، اعتماد اجتماعی از بین رفته و اعتماد سیاسی و مدنی نیز از میان رفته است؛ اما اگر این سرمایه و اعتماد واقعاً از بین رفته بود، چگونه در مقاطعی مانند «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان» شاهد چنین سطحی از حضور و مشارکت مردم بودیم؟»
او میافزاید: «این اتفاقات نشان داد که برخلاف برخی روایتها، آنچه تصور میشد از میان رفته، همچنان در جامعه ایران وجود دارد و در شرایط خاص میتواند خود را آشکار کند.»
فاتحی در ادامه، ریشه این حضور را در باورهای دینی و اعتقادی جامعه میداند و میگوید: «وقتی خداوند اراده کند، اتفاقات بزرگی رقم میخورد. همانطور که امام خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی، تأکید کرده بود، این انقلاب دست بشر نیست و ما اگر لطف و توفیق الهی شامل حالمان شود، میتوانیم خود را سربازان این انقلاب بدانیم. رهبر شهید نیز در جملهای که در مقاطع اخیر بسیار بازنشر شده، گفته بود: «اگر حادثهای برای این کشور پیش آمد، خداوند مردم را مبعوث خواهد کرد.» آنچه در این مقاطع شاهد بودیم، گویی سیلی بود که آمد و موانع را از سر راه کنار زد.»
نظر شما